یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385
اگه تونستي مطلب زيرو بخوني ؟
ای عشق که دستان خدایت
بر خواهش های من لگام زده
وگرسنگی و تشنگیت مرا تا وقارو افتخاربالا برده
مگذارتوان واستقامتم
از نانی تناول کند و یا از شرابی بنوشد
که خویشتن نا توانم را وسوسه می کند
بگذار گرسنه گرسنه بمانم
بگذار از تشنگی بسوزم
بگذار بمیرم و هلاک شوم
پیش از آن که دستی بر آورم
و از پیاله ای بنوشم که تو آن را پر نکرده ای
یا از ظرفی بخورم که تو آن را متبرک نساخته ای.
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:34 توسط : مهـــرداد
جمعه سیزدهم مرداد 1385
به خاطر سبا
دوست دارم بازم بهم تکیه کنی
دوست دارم بازم در آغوش من بیای
دوست دارم با چشمات منو صدا کنی
دوست دارم بازم به من اعتماد داشته باشی
دوست دارم باورم کنی که من دوست دارم
دوست دارم بدونی که عاشقتم
دوست دارم بهم بازم اعتماد کنی
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:4 توسط : مهـــرداد
دوشنبه نهم مرداد 1385
دلتنگی
هر وقت دیدی بارون میاد
بدون گریه گرفته .
هروقت دیدیبرف میادو هوا سرد
بدون دلسرد شدم ازت .

یه روز می خوابمو دیگه یادتم نمیکنم.
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:52 توسط : مهـــرداد
دوشنبه نهم مرداد 1385
دوری
سلام سلام به کسی که نمیدونم اسمش چی ؟
سلام به کسی که نمیدونم فامیلش چی؟
سلام به کسی که نمیدونم خونش کجاست؟
سلام به دوستی که فقط یک آیدی از چت از او دارم.
سلام به دوستی که این ور پل نیومد .
سلام به دوستی که مرا این ور پل تنها گذاشت.
سلام دوست سلام .
تحمل جدایت را ندارم .
سعی کن بتونی بیای اینور پل.
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:36 توسط : مهـــرداد